تبليغاتX
بهترین بهونه های زندگی
بس که دیواره دلم کوتاه است هرکه از دیواره تنهایی من میگذرد سرکی میکشد ومیگذرد

سالها میگذرد از شب تلخ وداع

از همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی

تو نمیدانستی

تو نمی فهمیدی

که چه رنجی دارد با دل سوخته ای سر کردن

رفتی و از دل من روشنایی ها رفت

لیک بعد از ان شب

هر شبم را شمعی روشنی می بخشید

بر غمم می افزود

جای خالی تو را میدیدم

می کشیدم آهی از سر حسرت و می خندیدم

به وفای دل تو

و به خوش باوری این دل بیچاره خود

ناگهان یاد تو می افتادم

باز می لرزیدم

گریه سر می دادم

خواب می دیدم من که تو بر میگردی

تا سر انجام شبی سرد و بلند

اشک چشمان سیاهم خشکید

آتش عشق تو خا کستر شد

یاد تو در دل من پرپر شد

اندکی بعد گذشت

اینک این من...تنها...دستهایم سرد است

قدرتم نیست دگر...تا که شعری گویم

گر چه تنها هستم

نه به دنبال توام

نه تو را می جویم

حال می فهمم من...چه عبث بود آن خواب

کاش می دانستم عشق تو می گذرد

تو چه آسان گفتی دوستت دارم را

و چه آسان رفتی...

کاش می فهمیدی وسعت حرفت را

آه...افسوس چه سود

قصه ای بود و نبود ...


به سلامتی اونایی که اونقدر خسته اند  که نمیتونن خیانت کنن

و اونقدر تنهان که نمی تونن دوباره عاشق بشن

به سلامتی اونایی که

 
چه عشقشون پیششون باشه چه نباشه

 
چشمشون مثل فانوس دریایی نمی چرخه

بسلامتی اون دختری که حاضره زیر بارون خیس بشه ولی سوار ماشین هیچ پسری نشه

به سلامتی اون بچه ای که شیمی درمانی کرده همه ی موهاش ریخته

 
به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس؟

باباش میگه قربونت برم تو از همه اونا خوش تیپ تری . . .

 خدایا...
میخواهم...
یک تکه...
آســــــــــــمان کلنگی بخرم...!!
دیگر...
زمین بوی زنــــــدگی نمیدهد ...!!


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 14:33  توسط سمانه  | 

سلام دوستای عزیزم

دلم خیلی واستون تنگ شد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 14:12  توسط سمانه  | 

عشق یعنی همه چیز !

بین من و تو فاصله یعنی عشق

حتی فراق و حوصله یعنی عشق

نقد دلم به نسیه ی دیدارت

زیبای من ! معامله یعنی عشق

ناکام مانده جبر زمان ، حتی

در حل این معادله ، یعنی عشق

بار دگر مرا متولد کرد

قابلترین قابله یعنی عشق

شوری فتاده در همه ذرات

آغاز فصل چلچله یعنی عشق

یک نیمه شب به پای دلم بنشین

راز و نیاز و نافله یعنی عشق

من این غزل به وزن تو می گویم

با قیمتی ترین صله یعنی عشق

باید تلافی شب هجران کرد

روز وصال هم گله یعنی عشق

باید رسید ، مسلک ما این است

صحرا و خار و آبله یعنی عشق

تنها هدف ، خرابی دلها بود

طوفان و سیل و زلزله یعنی عشق !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 15:6  توسط سمانه  | 

سلام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه من بعد مدتها اومدم به وبم

سر زدم خیلی خوشحال شدم که دیدیم شما دوستان

به وبم سر زدین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 13:45  توسط سمانه  | 

سکوت عشق

سکوت حقیقت است

فریاد است

سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان

و ببین که این بغض بی صدای من

اعتراف

به عشق همیشگی توست!!!

یاد اون روزا که شروع آشنائی بود ..شروع آشنائی همیشه جالبه ولی زود گذره ...

اما همیشه هر شروعی پابانی هم داره .. پایان تلخی که هر روزش بد تر از مرگه ولی با گذشت زمان اون

تلخی هم برات طعم شیرینی داره

 جالبه هر کی می آد و دو سه روزی مهمون دلمونه و بعد میره دوباره

من می مونم و تنهائی و بازم تکرار و تکرار و تکرار حالا تا کی نمی دونم


 

یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما...

 

از تو هیچوقت نبریدم ، تورو از خودم می دیدم

 

پشت سر همه غریبه ، روبروم دیدم فریبه

 

اما فکر کردم کنارم...

 

شونه های یک رفیقه

 

داشتم اشتباه میکردم.

 

تو رفیق من نبودی ، من تا آخر با تو بودم...

 

تو از اولم نبودی

 

داشتم اشتباه می کردم...

 

که تموم زندگیمو من به دستای تو دادم

 

حالا اینجا تک و تننها... برگ خشک بی درختی، غرق بادم

 

نوش جونت اگه بردی

 

نوش جونت هرچی خوردی

 

تورو هیچ وقت نشناختم...

 

نوش جونم اگه باختم.

 

تو منو ساده گرفتی.

 

زدی رفتی مفتی مفتی

 

اما اون روز رو می بینم که به زانوهات می افتی...

 

تو به زانوهات می افتی...!




 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 13:52  توسط سمانه  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 13:27  توسط سمانه  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 13:18  توسط سمانه  | 

 

زندگی زیباست*** اما بدون غم

مرگ زیباست*** اما بدون گناه

دوستی زیباست*** اما بدون کلک

عشق زیباست*** اما بدون دروغ

دنیا زیباست***اما بدون درگیری

گل زیباست***اما بدون ریشه

سکوت زیباست***اما بدون یار

شیشه زیباست***اما بدون تیرگی

برف زیباست***اما بدون رهگزر

خانواده زیباست***اما بدون دوری

ما هم زیباییم ***اما بدون ماسک

                                                        

                                                 

تومثل یك معجزه ي حقيقي


تو لحظه هاي بيم و نا اميدي


كه در غروب آخرين دقايق


از آسمون به داد من رسيدي


من آخرين اميد اين نگاهو


به لحظه ي اومدن تو بستم


بيا كه در نهايت صداقت


به انتظار ديدنت نشستم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 13:4  توسط سمانه  | 

سنگین دل               

    

  قطره اشک       

 مرا چون   قطره اشک   زچشم   انداختی   رفتی 

تو هم   ای   نازنین    قدر مرا   نشناختی     رفتی 

مرا  عشق     تو فارغ  کرده   بود  از    دیگران    اما

تو سنگین   دل   زمن با دیگران    پرداختی    رفتی

زچشمم رفت و بی او روشنائ وز پی اش ای اشک 

                تو هم زین  خانه   تاریک  و   بیرون   تاختی رفتی                  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 10:40  توسط سمانه  | 

کاش شعر عاشقی بیت آخر نداشت

باید که مهربون بود باید که عشق ورزید زیرا که زنده بودن هر لحظه احتمالیست


+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 15:3  توسط سمانه  |